هر چند یار ما همه جا جلوه می کند
نتوان دلیر گفت کجا جلوه می کند
۱احول مشو که سرو قبا پوش او یکی است
هر چند در هزار قبا جلوه می کند
۲آن یار خانگی که دل از ما ربوده است
در خانه است و در همه جا جلوه می کند
۳گردی ز آفرینش عالم پدید نیست
در عالمی که دلبر ما جلوه می کند
۴بر هر دلی که می گذرد آب می شود
از بس ز روی شرم و حیا جلوه می کند
۵باور که می کند که ز یک بحر بیکنار
موج سراب وآب بقا جلوه می کند
۶روشنترست راه حقیقت ز آفتاب
این راه همچو راهنما جلوه می کند
۷آسودگی مجو ز دل بیقرار عشق
تا قبله هست قبله نما جلوه می کند
۸آزاده ای که سر به ته بال خویش برد
پیوسته زیر بال هما جلوه می کند
۹نادان که از قضای خدا می کند حذر
غافل که رو به تیر قضا جلوه می کند
۱۰چون موجه سراب درین دشت پر فریب
چندین هزار دام بلا جلوه می کند
۱۱صائب ز بس لطیف فتاده است آن نگار
ظاهر نمی شود که کجا جلوه می کند
۱۲