غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۴۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن راکه زخمی از دم شمشیر او بود

بی چشم زخم آب حیاتش به جو بود

۱

آسودگی به خواب نبیند تمام عمر

آن را که خار پیرهن از آرزو بود

۲

هرکس زجود پیر خرابات آگه است

دستش همیشه در ته سر چون سبو بود

۳

دست خود از غبار تعلق کسی که شست

جایز بود نمازش اگر بی وضوبود

۴

رنگی که نیست عاریتی چون شراب لعل

درآفتاب زرد خزان سرخ روبود

۵

گر خامه را کند دو زبان جای حرف نیست

چون کاغذ دورو طرف گفتگو بود

۶

صائب کجا ز عالم بیرنگ بو برد

هر کس که قبله نظرش رنگ وبو بود

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـبود۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. بودبود
  2. عمربود
  3. استبود
  4. شستوضوبود
  5. لعلروبود
  6. نیستبود
  7. بردبود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.