آزاده چون مسیح بر افلاک می رود
این منزل از کسی است که چالاک می رود
۱بیدرد را چو مار گزد سایه کمند
عاشق به چشم حلقه فتراک می رود
۲در مشرب پیاله کشان نیست سرکشی
بر هر طرف که می کشیش تاک می رود
۳بخت سیاه صیقل ارباب بینش است
از سیر گلخن آینه ها پاک می رود
۴راه ستمگران ز خس و خار پاک نسیت
آتش همیشه بر سر خاشاک می رود
۵ما را نظر یه جامه و دستار پاک نیست
اینجا سخن ز چشم ودل پاک می رود
۶بی پرده گردد آن که درد پرده کسان
نباش بی کفن به ته خاک می رود
۷صائب به خنده هر که درین باغ لب گشود
چون گل به خاک با دل صد چاک می رود
۸