در شوره زار دانه اگر سبز می شود
از چرخ بخت اهل هنر سبز می شود
۱روزی که برف سرخ ببارد ز آسمان
بخت سیاه اهل هنر سبز می شود
۲گر از بهار سبز شود تخم سوخته
دل هم به سعی دیده ترسبز می شود
۳نشو ونما ز زخم زبان است عشق را
اینجا نهال از آب تبر سبز می شود
۴از بخت تیرگی عرق سعی می برد
مژگان اگر ز دیده تر سبز می شود
۵گر آب چشم دام کند سبز دانه را
تخم امید اهل نظر سبز می شود
۶از دل درین جهان طمع خرمی مدار
کاین دانه در زمین نظر سبز می شود
۷دلهای آرمیده ز زنگار ایمن است
کی از ستادن آب گهر سبز می شود
۸در سنگدل اثر نکند شعر آبدار
از ابر اگر چه کوه وکمر سبز می شود
۹تخم امید، سبز درین روزگار خشک
گر می شود به خون جگر سبز می شود
۱۰آلوده ام چنان که اگر خار خشک مغز
چسبد مرا به دامن تر، سبز می شود
۱۱خط دیر می دمد ز لب او، چنین بود
هر سبزه ای کز آب گهر سبز می شود
۱۲پیران هم از خضاب برومند می شود
برگ خزان رسیده اگر سبز می شود
۱۳شیرین نشد ز بخت سیه عیش تلخ من
در خاک هند اگر چه شکر سبز می شود
۱۴کی خون خوردزسبزی اگرسفره اش تهی است
آن را که نان ز دیده تر سبز می شود
۱۵دل چو سیاه گشت بشو از امید دست
تا ریشه خشک نیست شجر سبز می شود
۱۶این است اگر تغافل بیجای جوهری
از ایستادن آب گهرسبز می شود
۱۷صائب ز اشک تلخ، پر وبال طوطیان
از اشتیاق تنگ شکر سبز می شود
۱۸