غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۸۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دل کی تهی ز خنده طفلانه می شود

باز این گره ز گریه مستانه می شود

۱

دل را بهم شکن که ز عکس جمال یار

آیینه شکسته پریخانه می شود

۲

صد پرده دل سیاهتر از خواب غفلت است

بیداریی که خرج به افسانه می شود

۳

ایمن ز تیغ بازی برق حوادث است

قانع ز خرمن آن که به یک دانه می شود

۴

این غافلان همان پی آبادی خودند

هر چند گنج قسمت ویرانه می شود

۵

یک بار رو چرا به در دل نمی کند

آن سایلی که بر در هر خانه می شود

۶

از حرف و صوت عمر عزیزم به باد رفت

کوته شب دراز به افسانه می شود

۷

از موجه سراب شود شوق آب بیش

از ماه کی خنک دل پروانه می شود

۸

گر خلق همچو ملک سلیمان بود وسیع

چون چشم مور، تنگ ز همخانه می شود

۹

زنگ از دل سیه به هوادار می رود

این شمع روشن از پر پروانه می شود

۱۰

سوراخ می شود دلش از دوری محیط

هر قطره ای که گوهر یکدانه می شود

۱۱

چون می به پای خفته خم می رسد به کام

صائب مقیم هر که به میخانه می شود

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می شودقافیه: ـانه۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. شودشود
  2. یارشود
  3. استشود
  4. استشود
  5. خودندشود
  6. کندشود
  7. رفتشود
  8. بیششود
  9. وسیعشود
  10. رودشود
  11. محیطشود
  12. کامشود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.