غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۴۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در محفل که راه بیابی گران مباش

از حرف سخت بار دل دوستان مباش

۱

یاد از حباب گیر طریق نشست و خاست

دربزم چون محیط بزرگان گران مباش

۲

با نیک و بد چوآینه هموار کن سلوک

غماز عیب چون محک امتحان مباش

۳

شرط است پاس نوبت مردم درآسیا

درانجمن چو شمع سراپا زبان مباش

۴

طی کن چو ریگ، طلب رابه خامشی

بیهوده نال چون جرس کاروان مباش

۵

تاابر نوبهار پریشان نگشته است

دستی بلند کن صدف بی دهان مباش

۶

نقش قدم به کعبه رسانید خویش را

پای به خواب رفته این کاروان مباش

۷

یک برگ را برات اقامت نداده اند

غافل ز سردمهری باد خزان مباش

۸

هر چند خرمنت ز ثریا گذشته است

ایمن ز برق حادثه آسمان مباش

۹

درآتش است نعل گل ای خانمان خراب

درفکر جمع خاروخس آشیان مباش

۱۰

ما وصل گل به نغمه سرایان گذاشتیم

ای باغبان تونیز درین بوستان مباش

۱۱

صائب غریب وبیکس و دلگیر می شوی

پر در مقام تجربه دوستان مباش

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: مباشقافیه: ـان۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«مباش» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. مباشمباش
  2. خاستمباش
  3. سلوکمباش
  4. درآسیامباش
  5. خامشیمباش
  6. استمباش
  7. رامباش
  8. اندمباش
  9. استمباش
  10. خرابمباش
  11. گذاشتیممباش
  12. شویمباش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.