از کفر توان رستن ای یار به آمیزش
سجاده تواند شد زنار به آمیزش
۱سیلاب شود قطره انگور شود باده
تا فرد روان آرند اقراربه آمیزش
۲نتوان گره دل را واکرد به یک ناخن
بسته است درین عالم هرکار به آمیزش
۳ماننده دوناخن بس عقده که بگشایند
چون دست یکی سازنددویاربه آمیزش
۴درساز به همجنسان زنهار که می گردد
چون حبل متین محکم یک تار به آمیزش
۵مقصود زآمیزش ،آمیزش روحانی است
آمیزش ظاهر را مشمار به آمیزش
۶درگوشه تنهایی هموار نمی گردد
هرکس که نشد صائب هموار به آمیزش
۷