غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۵۵ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ازان زمان که ترا دیده در گلستان گل

ز شبنم است سراپای چشم حیران گل

۱

ز بیغمی دل ما پاره گردیده است

ز هرزه خندی خود می شود پریشان گل

۲

نشد که غنچه منقار ما شکفته شود

درآن چمن که شود بی نسیم خندان گل

۳

فتاده است براین دشت سایه لیلی

مزن ز آبله بر خار این بیابان گل

۴

درآن چمن که تو برداری آستین زدهن

درآستین کند از شرم خنده پنهان گل

۵

خیال بستر و بالین کمال بی شرمی است

درآن ریاض که باشد ز غنچه خسبان گل

۶

ز تاب روی که خونش به جوش آمده است

که ریزد از عرق شرم رنگ طوفان گل

۷

گره چو گریه خونین شده است دررگ شاخ

ز خجلت رخ شبنم فشان جانان گل

۸

یکی هزار شد امید اشک ریزان را

گذاشت تا سر شبنم به روی دامان گل

۹

مپوش چشم چو شبنم درین چمن صائب

که چون ستاره صبح است برق جولان گل

۱۰

درآن چمن که گشاید سفینه را صائب

شود به زیر پر عندلیب پنهان گل

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: گلقافیه: ـان۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«گل» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. گلگل
  2. استگل
  3. شودگل
  4. لیلیگل
  5. زدهنگل
  6. استگل
  7. استگل
  8. شاخگل
  9. راگل
  10. صائبگل
  11. صائبگل

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.