آن کس که درد رابه دوا می کند بدل
راه صواب رابه خطا می کند بدل
۱دنیا گذشته ای که بهشت است مطلبش
از سادگی هوا به هوا می کند بدل
۲دل در تنم ز بیم شبیخون غمزه اش
هر شب هزار مرتبه جا می کند بدل
۳با خواب امن دولت اگر جمع می شود
شب شاه جای خویش چرا می کند بدل
۴آن سرو جامه زیب که عمرش دراز باد
هر روز صد هزار قبا می کند بدل
۵از ظلم خویش ظالم اگر در هراس نیست
پیکان به جسم بهر چه جا می کند بدل
۶گر ره برد جوان به مال شکستگی
قد خدنگ خود به عصا می کند بدل
۷گر درد پای خویش چنین سخت می کند
بیتابی مرا به رضا می کند بدل
۸بی دولت آن که سایه دیوار خویش را
با سایبان بال هما می کند بدل
۹آرام اگر نمی برد از دل طمع چرا
هر روز جای خویش گدا می کند بدل
۱۰صائب ز نقش هرکه دل خویش ساده کرد
آیینه را به آب بقا می کند بدل
۱۱