تا بدر شد ز دیده نهان شد هلال گل
طی شد به یک دو هفته کمال و زوال گل
۱گلگونه نشاط بود رنگ آل گل
چون شبنم آب ده نظری از جمال گل
۲تا شبنمت هوا نگرفته است ازین چمن
بگشا نظر به چهره فرخنده فال گل
۳فرصت نیافت بال و پرافشانیی کند
در بیضه های غنچه فرو ریخت بال گل
۴مگشا دهن به خنده درین بوستان که شد
این زخم خونچگان سبب انتقال گل
۵هر چند با نظارگیان خوش برآمده است
مخصوص بلبل است جواب و سوال گل
۶تاثیر گریه سحر عندلیب بود
کز غنچه سرخ روی برآمد جمال گل
۷در بسته باغ رابه ته بال خود گرفت
هر بلبلی که ساخت ز گل با خیال گل
۸در بوته گداز درآمد گلاب شد
در آتش است لاله ز حسن مال گل
۹جز دیده پرآب که همراه خویش برد
شبنم چه زله بست زخوان وصال گل
۱۰گل گربه این قرار زند جوش خرمی
خواهد چو سبزه سرو شدن پایمال گل
۱۱شد نخل ماتم از دم افسرده خزان
تا راست گرد قامت خود را نهال گل
۱۲دیوانه ای که بی دف و نی در سماع بود
ساکن شود چگونه به دور جمال گل
۱۳گر ماه مصررا گذر افتد به گلستان
صد پیرهن عرق کند از انفعال گل
۱۴دارد خطر ز باده پرزور شیشه ها
با ظرف بلبلان چه کند تا وصال گل
۱۵واصل شود به چشمه خورشید شبنمش
هر دل که آب شد ز فروغ جمال گل
۱۶تا دفتر بهار پریشان نگشته است
بردار نسخه ای ز رخ بی مثال گل
۱۷زان دم که تایب از می گلرنگ گشته است
صائب نمی رود به چمن از انفعال گل
۱۸