گر در اقلیم رضا کاشانهای میداشتم
در بهشت نقد اینجا خانهای میداشتم
۱کرد تنهایی به من این خاکدان را دلنشین
میشدم آواره گر همخانهای میداشتم
۲میکشیدم قامت همچون خدنگش را به بر
چون کمان من هم اگر سر خانهای میداشتم
۳بیسرانجامی مرا دارد مسلمان اینچنین
میشدم کافر اگر بتخانهای میداشتم
۴باعث آزادی چندین دبستان طفل شد
کاش من هم طالع دیوانهای میداشتم
۵نامه اعمال را زین بیش میکردم سیاه
گر امید گریهٔ مستانهای میداشتم
۶گرد ویرانی نمیگردید از جایی بلند
در خور سیلاب اگر ویرانهای میداشتم
۷از نزول غم نمیشد خانه یک دل خراب
گر به قدر درد و غم کاشانهای میداشتم
۸آنچه از خون جگر در کاسه من کرد چرخ
جمع اگر میساختم میخانهای میداشتم
۹میتوانستم گره صائب به بال برق زد
گربه کشت خود امید دانهای میداشتم
۱۰