غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۰۶ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چند اوقات گرامی صرف آب و گل کنم

در زمین شور تا کی تخم خود باطل کنم

۱

تلخ گردیده است بر من خواب از شرم حضور

کاش خود را می توانستم ازو غافل کنم

۲

از جدایی همچنان چون زلف می لرزد دلم

دست اگر چون خون خود در گردن قاتل کنم

۳

نارسایی کرد آه بی مروت ورنه زود

می توانستم به خود سرو ترا مایل کنم

۴

راه را خوابیده سازد چشم خواب آلودگان

بهر شبگیرست هر خوابی که در منزل کنم

۵

چون گهر با تلخ رویان تازه رو بر می خورم

گرچه از گرد یتیمی بحر را ساحل کنم

۶

می دهد شرم کرم در بحر گوهر غوطه ام

چون صدف گوهر اگر در دامن سایل کنم

۷

گر شود از تیغ او قسمت دم آبی مرا

خاک را خون در جگر چون طایر بسمل کنم

۸

خرده جان از خجالت بر نمی آرد مرا

خونبهای خود مگر در دامن قاتل کنم

۹

من که در دامان صحرا در کنار لیلیم

کار آسانی چو پیش آید مرا مشکل کنم

۱۰

من که گوش خویش می گیردم ز فریاد سپند

چون بلند آواز خود صائب درین محفل کنم

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کنمقافیه: ـل۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. کنمکنم
  2. حضورکنم
  3. دلمکنم
  4. زودکنم
  5. آلودگانکنم
  6. خورمکنم
  7. امکنم
  8. مراکنم
  9. مراکنم
  10. لیلیمکنم
  11. سپندکنم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.