غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۰۷ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

برق آهی کو که رو در خرمن گردون کنم

این گره را باز از پیشانی هامون کنم

۱

زان خوشم با دامن صحرا که از چشم غزل

حلقه ای هر لحظه بر زنجیر خود افزون کنم

۲

من گرفتم رام گردیدند با من آهوان

بر خمار سنگ طفلان صبر یارب چون کنم

۳

موی جوهر از خمیر آیینه را نتوان کشید

خارخار عشق را از سینه چون بیرون کنم

۴

از سواد شهر خاکستر نشین شد اخگرم

تربیت این شعله را از دامن هامون کنم

۵

چون کنم در خدمت پیر مغان گردنکشی

من که خم را از ادب تعظیم افلاطون کنم

۶

از دهان یار دارد چاشنی گفتار من

خامه ها را بی شق از شیرینی مضمون کنم

۷

شاهد خامی است جوش باده در آغوش خم

حاش الله شکوه از ناسازی گردون کنم

۸

از صفای سینه ام چشم جهان آورد آب

آه اگر آیینه دل از بغل بیرون کنم

۹

از مروت نیست خوردن بر دل ازاد سرو

ورنه من هم می توانم مصرعی موزون کنم

۱۰

چون به بیدردان کنم تکلیف صائب جام خویش

من که خونها می خورم تا ساغری پر خون کنم

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کنمقافیه: ـون۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کنمکنم
  2. غزلکنم
  3. آهوانکنم
  4. کشیدکنم
  5. اخگرمکنم
  6. گردنکشیکنم
  7. منکنم
  8. خمکنم
  9. آبکنم
  10. سروکنم
  11. خویشکنم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.