از نهانخانه عصمت به تماشا بخرام
آهوان چشم به راهند به صحرا بخرام
۱ای که از گوهر مقصود نشان می طلبی
بر بساط گهر آبله پا بخرام
۲ای صبا آتش غیرت به زبان آمده است
به ادب در خم آن زلف چلیپا بخرام
۳کوهکن سخت به سرپنجه خود می نازد
ناخنی تیز کن ای آه و به خارا بخرام
۴قیمتی گوهر ساحل صدف دست تهی است
گر گهر می طلبی در دل دریا بخرام
۵چند صائب ز پی درد به هر جا بدوی؟
قدمی چند به دنبال مداوا بخرام
۶