غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۹۶ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چه غوطه ها که درین بحر پر خطر زده ام

که سر چو رشته برون از دل گهر زده ام

۱

به تر دماغی من نیست لاله ای امروز

که یک دو جام ز خونابه جگر زده ام

۲

به یاد پنجه خونین دلخراشان است

ز بیغمی نبود گر گلی به سر زده ام

۳

به مایه داری مژگان خونفشانم نیست

چو برق بر رگ هر ابر نیشتر زده ام

۴

دهن چگونه گشایم به ابر همچو صدف

که پشت دست به دریای پر گهر زده ام

۵

همان نفس ز شفق کرده اند خون به دلم

اگر ز ساده دلی خنده چون سحر زده ام

۶

به جستجو نتوان آن جهان جان را یافت

وگر نه من دو جهان را به یکدگر زده ام

۷

نکرده است کسی جمع شور و شیرین را

منم که برنمک انگشت نیشکر زده ام

۸

نیم چو سرو ز آزادگان، نمی دانم

که دست خود به چه امید بر کمر زده ام

۹

شده است برق خس و خار هستیم صائب

اگر به سوخته ای خنده چون شرر زده ام

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: زده امقافیه: ـر۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. امام
  2. امروزام
  3. استام
  4. نیستام
  5. صدفام
  6. دلمام
  7. یافتام
  8. راام
  9. دانمام
  10. صائبام

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.