گذشت عمر سبکرو به خورد و خواب تمام
به شوره زار مرا صرف گشت آب تمام
۱چه حاصل است ز قرب گهر چو رشته مرا
چو مد عمر سرآمد به پیچ و تاب تمام
۲چو ماه نو به تمامی به هم شکن خود را
که در دو هفته کند بازت آفتاب تمام
۳چه حاجت است به تسبیح سال، عمر مرا
که می شود به یک انگشت این حساب تمام
۴نگشته است چنان روی ما سیه ز گناه
که روسیاهی ما را کند خضاب تمام
۵تمامی دل عاشق به درد و داغ بود
اگر به گنج شود خانه خراب تمام
۶به چشم روشن خود پای میهمان جاده
که هیچ خانه زین نیست بی رکاب تمام
۷مده غبار به خاطر ز خط مشکین راه
که حس گردد ازین عنبرین نقاب تمام
۸در آن چمن که تو از رخ نقاب برداری
نسیم دفتر گل را دهد به آب تمام
۹مگر نسیم به گلزار بوی زلف تو برد
که خون لاله و گل گشت مشک ناب تمام
۱۰کسی نظر ز سراپای او کجا فکند
که هست دفتر گل فرد انتخاب تمام
۱۱صفای آن لب میگون ز خط سبز افزود
چنان که از رگ تلخی شود شراب تمام
۱۲ز ابر رحمت عشق است آبداری حسن
که آب دیده بلبل بود گلاب تمام
۱۳ز باده تا عرق آلود گشت چهره یار
رساند خانه یک شهر را به آب تمام
۱۴دگر چه چاره کنم تا تو بی حجاب شوی
که می به چشم تو شد پرده حجاب تمام
۱۵به چشم هر که چو مجنون شود بیابان گرد
سواد شهر بود آیه عذاب تمام
۱۶زبان کلک تو صائب همیشه گویا باد!
که هست فکر تو یکدست انتخاب تمام
۱۷