از آفتاب رنگ نبازد ستاره ام
دل زنده از محیط برآید شراره ام
۱خورشید محشرست دل آتشین من
صبح قیامت است گریبان پاره ام
۲نور نگاه چشم غزالان وحشیم
هم در میان مردم و هم بر کناره ام
۳آن بیدلم که کشتی طوفان رسیده بود
در طفلی از تپیدن دل گاهواره ام
۴رطل گران خاک بود نقش پای من
تا از شراب عشق تو مست گذاره ام
۵تا قامت تو سایه نیفکند بر سرم
روشن نگشت معنی عمر دوباره ام
۶شد برگ زرد و رنگ نگرداند میوه ام
عمرم تمام گشت و همان نیمکاره ام
۷چون موج از تردد خاطر درین محیط
صائب یکی شده است میان و کناره ام
۸