نتوان گرفت روزی هم از دهان هم
مرغان نمی کنند غلط آشیان هم
۱چون پل ز سیل حادثه از جا نمی روند
جمعی که بسته اند میان بر میان هم
۲ارباب ظلم تقویت یکدگر کنند
این فرقه اند از دل سنگین، فسان هم
۳در آسیا دو دانه نجوشد به یکدگر
در زیر چرخ نیست دو دل مهربان هم
۴چشم زمانه سیر نمی گردد از نفاق
تا خلق توتیا نکنند استخوان هم
۵چندان که در بساط جهان می کنم نظر
جز سنگ و شیشه نیست دو دل مهربان هم
۶از رنگ چهره راز مرا شرم یار یافت
دانند خوب بسته زبانان زبان هم
۷در روزگار حسن سلوک تو اهل نظم
صائب شدند از ته دل مهربان هم
۸