غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۶۴ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما همچو غنچه سر به گریبان کشیده ایم

گوی مراد در خم چوگان کشیده ایم

۱

خون همچو نافه در تن ما مشک می شود

تا دست خود ز نعمت الوان کشیده ایم

۲

شیرین شده است تا چو گهر استخوان ما

بسیار تلخ و شور ز عمان کشیده ایم

۳

رنجیده ایم اگر ز وطن حق به دست ماست

آنها که ما ز سیلی اخوان کشیده ایم

۴

گشته است توتیای قلم استخوان ما

از بس که بار منت احسان کشیده ایم

۵

از موجه سراب درین دشت آتشین

بسیار ناز چشمه حیوان کشیده ایم

۶

خود را ز مکردوست نمایان روزگار

گاهی به چاه و گاه به زندان کشیده ایم

۷

چون مور خاکسار ز گفتار شکرین

خود را به روی دست سلیمان کشیده ایم

۸

تا چشم ما به دولت بیدار وا شده است

یک عمر مشق خواب پریشان کشیده ایم

۹

ما پرده ها ز آبله پای خود ز رشک

بر روی خارهای مغیلان کشیده ایم

۱۰

صائب ز سیل حادثه از جا نمی رویم

ما پای خود چو کوه به دامان کشیده ایم

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: کشیده ایمقافیه: ـان۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«کشیده ایم» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. ایمایم
  2. شودایم
  3. ماایم
  4. ماستایم
  5. ماایم
  6. آتشینایم
  7. روزگارایم
  8. شکرینایم
  9. استایم
  10. رشکایم
  11. رویمایم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.