غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۷۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

ما خنده را به مردم بیغم گذاشتیم

گل را به شوخ چشمی شبنم گذاشتیم

۱

قانع به تلخ و شور شدیم از جهان خاک

چون کعبه دل به چشمه زمزم گذاشتیم

۲

مردم به یادگار اثرها گذاشتند

ما دست رد به سینه عالم گذاشتیم

۳

چیزی به روی هم ننهادیم در جهان

جز دست اختیار که بر هم گذاشتیم

۴

دادند اگر عنان دو عالم به دست ما

از بیخودی ز دست همان دم گذاشتیم

۵

الماس، بی نمک شده بود از موافقت

تدبیر زخم و داغ به مرهم گذاشتیم

۶

بی حاصلی نگرکه حضور بهشت را

از بهر یک دو دانه چو آدم گذاشتیم

۷

صائب فضای چرخ مقام نشاط نیست

بیهوده پا به حلقه ماتم گذاشتیم

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گذاشتیمقافیه: ـم۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. گذاشتیمگذاشتیم
  2. خاکگذاشتیم
  3. گذاشتندگذاشتیم
  4. جهانگذاشتیم
  5. ماگذاشتیم
  6. موافقتگذاشتیم
  7. راگذاشتیم
  8. نیستگذاشتیم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.