کو بخت که در میکده با یار نشینم؟
در ماتم غمهای جگر خوار نشینم
۱مانند حباب از دل می سر بدر آرم
با نغمه به یک پرده و یک تار نشینم
۲هر مصلحت عقل کم از کوه غمی نیست
کو رطل گرانی که سبکبار نشینم؟
۳حسن رخ گل چشم به راه نگه ماست
از همت پست است که با خار نشینم
۴آه این چه حجاب است که از شرم رخ تو
در خانه خود روی به دیوار نشینم
۵صائب چه کنی منع من از عاشقی و شعر؟
اینها به ازان نیست که بیکار نشینم؟
۶