ما دستخوش سبحه و زنار نگشتیم
در حلقه تقلید گرفتار نگشتیم
۱از کعبه و بتخانه گذشتیم به تعجیل
قانع به نگاه در و دیوار نگشتیم
۲چون برق گذشتیم ازین پرده نیلی
از آینه مشغول به زنگار نگشتیم
۳خود را به سراپرده خورشید رساندیم
چون شبنم گل بار به گلزار نگشتیم
۴چون خشت نهادیم به پای خم می سر
بر دوش کسی همچو سبو بار نگشتیم
۵در دامن خود پای فشردیم چو مرکز
گرد سر هر نقطه چو پرگار نگشیتیم
۶بر بی بصران گوهر خود عرض ندادیم
آیینه هر صورت دیوار نگشتیم
۷ما را به زر قلب خریدند ز اخوان
بر قافله از قیمت کم بار نگشتیم
۸بیهوده مزن بر رخ ما آب نصیحت
ما صبح قیامت شد و بیدار نگشتیم
۹چون یوسف تهمت زده از پاکی دامن
در چشم عزیزان جهان، خوار نگشتیم
۱۰دلچسبی ما عذر گران خیزی ما خواست
چون گرد یتیمی به گهر بار نگشتیم
۱۱هر چند ز حیرت مژه بر هم ننهادیم
چون آینه ما سیر ز دیدار نگشتیم
۱۲صد شکر که با صد دهن شکوه درین بزم
شرمنده بیتابی اظهار نگشتیم
۱۳افسوس که چون نخل خزان دیده درین باغ
دستی نفشاندیم و سبکبار نگشتیم
۱۴فریاد که سوهان سبکدست حوادث
شد ساده ز دندانه و هموار نگشتیم
۱۵صائب مدد خلق نمودیم به همت
در ظاهر اگر مالک دینار نگشتیم
۱۶