غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۷۷ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ساده است از نقش انجم آسمان عاشقان

این نشان از بی نشان دارد روان عاشقان

۱

در حقیقت دنیی و عقبی دو منزل بیش نیست

این دو منزل را یکی سازد روان عاشقان

۲

دامن ریگ روان را خار نتواند گرفت

دست رهزن کوته است از کاروان عاشقان

۳

شکوه از شور قیامت محض کافر نعمتی است

بود در کار این نمکدان بهر خوان عاشقان

۴

نیست خورشید این که می بینی بر این چرخ بلند

مانده بر جا آتشی از کاروان عاشقان

۵

زیر پر چون صبح گیرد بیضه خورشید را

چون گشاید بال همت مرغ جان عاشقان

۶

از صراط المستقیم عقل بیرون رفته اند

زه نمی گیرد به خود، زورین کمان عاشقان

۷

هست در دل حسرت اکسیر اگر صائب ترا

مگذر از خاک مراد آستان عاشقان

۸

چون نیابد نور فیض از روح پاک مولوی؟

شمس تبریزست صائب در میان عاشقان

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: عاشقانقافیه: ـان۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«عاشقان» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. عاشقانعاشقان
  2. نیستعاشقان
  3. گرفتعاشقان
  4. استعاشقان
  5. بلندعاشقان
  6. راعاشقان
  7. اندعاشقان
  8. تراعاشقان
  9. مولویعاشقان

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.