غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۰۶ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خمار سوخت مرا ساقیا شراب رسان

مرا به چشمه حیوان ازین سراب رسان

۱

گرت هواست که سیراب از محیط شوی

به کام تشنه لبان فیض چون سحاب رسان

۲

رسید رشته به گوهر ز پیچ و تاب زدن

تو نیز رشته جان را به پیچ و تاب رسان

۳

مشو ز حال دلم غافل از سیه مستی

نفس گداخته خود را به این کباب رسان

۴

مگیر پای خود از رنگ و بوی گل به حنا

بکوش و شبنم خود را به آفتاب رسان

۵

دل سیاه منور شود ز چشمه نور

کتان هستی خود را به ماهتاب رسان

۶

ز زهد خشک نهال حیات خشک شود

بیا به میکده و ریشه را به آب رسان

۷

مشو به آب و علف چون غزال چین قانع

دم فسرده خود را به مشک ناب رسان

۸

به خنده صرف مکن عمر را ز بی دردی

چو کبک سینه به سر پنجه عقاب رسان

۹

اگر چه نیست عمارت پذیر کلبه ما

ز راه لطف تو گردی به این خراب رسان

۱۰

چو خم به اهل طلب درد و صاف با هم ده

به هر که لب نگشاید شراب ناب رسان

۱۱

به دست خشک مدار از گرهگشایی دست

چو شانه دست به آن زلف نیمتاب رسان

۱۲

رساند خانه مغز مرا به آب، خمار

پیاله ای به من خانمان خراب رسان

۱۳

اگر به کوی خرابات می روی صائب

ز دور سجده ما را به آن جناب رسان

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: رسانقافیه: ـاب۱۳ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. رسانرسان
  2. شویرسان
  3. زدنرسان
  4. مستیرسان
  5. حنارسان
  6. نوررسان
  7. شودرسان
  8. قانعرسان
  9. دردیرسان
  10. مارسان
  11. دهرسان
  12. دسترسان
  13. خماررسان
  14. صائبرسان

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.