غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به هر که هر چه ضرورست داده اند آن را

بس است آب دهن آسیای دندان را

۱

مدار چشم تفاوت ز پله میزان

یکی است سنگ و گهر، دیده های حیران را

۲

مکن به پرده ناموس عشق را پنهان

که بادبان نشود پرده دار طوفان را

۳

به احتیاط نفس کش به عاشقان چو رسی

که ناز زلف بود خاطر پریشان را

۴

کشیده دار عنان ادب به وادی عشق

که ریگ، خرده جانهاست این بیابان را

۵

بدوز چاک دلم را به رشته سر زلف

که نیست حاجت محراب، کافرستان را

۶

به طفل تخته تعلیم دادن استاد

اشاره ای است که آماده باش طوفان را

۷

غم مآل که دارد، که فکر جامه و نان

گرفته است درون و برون انسان را

۸

ز دل توقع آسودگی ز خامی هاست

قرار نیست به یک جای هیچ پیکان را

۹

فتاده است سر و کار من به صحرایی

که قدر ریگ روان نیست خرده جان را

۱۰

شکستگی نرسد خامه ترا صائب!

که سرخ کرد ز گفتار، روی ایران را

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: راقافیه: ـان۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«را» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. میزانرا
  3. پنهانرا
  4. رسیرا
  5. عشقرا
  6. زلفرا
  7. استادرا
  8. نانرا
  9. هاسترا
  10. صحراییرا
  11. صائبرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.