غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۷ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز اشک گرم خطر نیست خار مژگان را

که چشم شیر نگهبان بود نیستان را

۱

مجوی آب مروت ز چرخ سفله نهاد

که دود آه کند این سفال، ریحان را

۲

نظر ز روی لطیفش چگونه آب دهم؟

که چشم شور بود شبنم این گلستان را

۳

کمند جاذبه طوطیان شیرین حرف

ز بند نی بدر آورد شکرستان را

۴

ز دست جرأت من در وصال ایمن باش

که قرب بحر کند خشک، دست مرجان را

۵

ز اشک گرم شود نامه سیاه سفید

ز آه سرد بود برگریز عصیان را

۶

ازان به زخم زبان از خوشامدم قانع

که به ز نقش و نگارست رخنه زندان را

۷

همان سفینه اش از شرم جود دریایی است

صدف اگر چه گهر ساخت اشک نیسان را

۸

ز میوه های بهشتی گزیده شد صائب

فشرد بر جگر خویش هر که دندان را

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: راقافیه: ـان۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«را» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. نهادرا
  3. دهمرا
  4. حرفرا
  5. باشرا
  6. سفیدرا
  7. قانعرا
  8. استرا
  9. صائبرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.