ز نور شمع چه مقدار جا شود روشن؟
خوش آن چراغ کز او هر سرا شود روشن
۱به گرد دیر و حرم دل به دست می گردیم
چراغ مرده ما تا کجا شود روشن
۲چه غم ز تیرگی خانه صدف دارد؟
دلی که همچو گهر از صفا شود روشن
۳ز تندباد حوادث نمی شود خاموش
دلی که از نفس گرم ما شود روشن
۴چنان به سرعت ازین تیره خاکدان گذرم
که شمع کشته ام از نقش پا شود روشن
۵چنین که تیره شده است از غبار خاطر من
مگر به صبح قیامت هوا شود روشن
۶غبار حادثه از یکدگر نمی گسلد
چگونه آینه سینه ها شود روشن؟
۷مگر ز پرتو اقبال ذره پرور عشق
چراغ صائب بی دست و پا شود روشن
۸