ز نقش چپ رود آب سیه به جوی نگین
ز نقش راست نگردد سیاه روی نگین
۱گهر اگر چه عزیزست هر کجا باشد
بود به خانه خود بیش آبروی نگین
۲بلند نامی غربت زیاده از وطن است
که پشت نقش بود در نگین به روی نگین
۳نیاز خود نبرد پیش غیر، پاک گهر
بود به آب رخ خویشتن وضوی نگین
۴ز قرب، رزق نگردد نصیب بی قسمت
که هست در جگر آب خشک، جوی نگین
۵توان به زحمت بسیار نامدار شدن
که پشت خاتم خم شد به جستجوی نگین
۶ز بخت تیره نتابند نامجویان روی
که گردد از سیهی راست گفتگوی نگین
۷خیال لعل تو هم می رود ز دل بیرون
اگر رود ز نگین خانه آرزوی نگین
۸ز آرزو دل ما ساده می شود صائب
به دست محو شود نقش اگر ز روی نگین
۹