چرب نرمی ز رقیبان ستمکار مجو
گل بی خار ز خار سر دیوار مجو
۱مغز تحقیق ز ارباب عمایم مطلب
آنچه در سر نتوان یافت ز دستار مجو
۲با علایق سخن از عالم تجرید مزن
پیشی از قافله با جان گرانبار مجو
۳سخنی کز لب خاموش تراود بکرست
گوهر سفته ز گنجینه اسرار مجو
۴در ترازوی قیامت نتوان یافت کجی
حیف و میل از دل و از دیده بیدار مجو
۵سرو را دست تهی خط امان شد ز خزان
عمر اگر می طلبی روزی بسیار مجو
۶دل آسوده مخواه از فلک زنگاری
خوشه از سبزه بی حاصل زنگار مجو
۷سایه بال هما خواب گران می آرد
در سراپرده دولت دل بیدار مجو
۸خون چو شد مشک، محال است دگر خون گردد
دل خود صائب ازان طره طرار مجو
۹