کی دوبین می شود از سایه تماشایی سرو؟
هر سیه رو نشود پرده یکتایی سرو
۱نشود دیده حق بین دودل از کثرت خلق
چه خلل می رسد از برگ به یکتایی سرو؟
۲حسن گلهای چمن پا به رکاب است تمام
پای برجاست مخلد چمن آرایی سرو
۳از سرافرازی حسن است نه از کوتاهی
به زمین گر نکشد دامن رعنایی سرو
۴دو سه روزی است نظربازی بلبل با گل
در خزان سبز بود بخت تماشایی سرو
۵سفر عالم بالا به قدم نتوان کرد
مانع نشو و نما نیست گران پایی سرو
۶زان مبدل نکند جامه خود را هرگز
کز تن خویش بود جامه زیبایی سرو
۷دست آزاده و دریوزه حاجت، هیهات
برنیاید ز بغل پنجه گیرایی سرو
۸می شود دیده ور از فیض نظربازان حسن
قمری از طوق بود دیده بینایی سرو
۹دل آزاده نگردد ز گرفتاران باز
کم ز قمری نشود وحشت تنهایی سرو
۱۰راستی پیشه خود کن که بود سبز مدام
مجلس افروزی شمع و چمن آرایی سرو
۱۱نفس سرد خزان باد بهارست او را
نیست در باغ نهالی به شکیبایی سرو
۱۲گر زند با قد او لاف رعونت، از آه
می کنم فاخته ای جامه مینایی سرو
۱۳آسمان در نظر همت مردان پست است
نرسد سبزه خوابیده به رعنایی سرو
۱۴کاهلان سنگ ره گرمروان می گردند
که زمین گیر شود آب ز همپایی سرو
۱۵صائب از عالم بالا به تو فیضی نرسد
تا چو قمری نشوی واله و شیدایی سرو
۱۶