غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۴۴ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در هیچ پرده نیست، نباشد نوای تو

عالم پُر است از تو و خالی است جای تو

۱

هر چند کائنات گدای در تو اند

یک آفریده نیست که داند سرای تو

۲

تاج و کمر چو موج و حباب است ریخته

در هر کناره‌ای ز محیط سخای تو

۳

آیینه‌خانه‌ای است پر از آفتاب و ماه

دامان خاک تیره ز موج صفای تو

۴

هر غنچه را ز حمد تو جزوی است در بغل

هر خار می‌کُند به زبانی ثنای تو

۵

یک قطره اشک سوخته، یک مهره گِل است

دریا و کان نظر به محیط سخای تو

۶

خاک سیه به کاسه نمرود می‌کند

هر پشه‌ای که بال زند در هوای تو

۷

در مشت خاک من چه بود لایق نثار؟

هم از تو جان ستانم و سازم فدای تو

۸

عام است التفات کهن خرقه عقول

تشریف عشق تا به که بخشد عطای تو

۹

غیر از نیاز و عجز که در کشور تو نیست

این مشت خاک تیره چه دارد سزای تو؟

۱۰

عمر ابد که خضر بود سایه پرورش

سروی است پست بر لب آب بقای تو

۱۱

صائب چه ذره است و چه دارد فدا کند؟

ای صد هزار جان مقدس فدای تو

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: توقافیه: ـای۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«تو» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. توتو
  2. اندتو
  3. ریختهتو
  4. ماهتو
  5. بغلتو
  6. استتو
  7. می‌کندتو
  8. نثارتو
  9. عقولتو
  10. نیستتو
  11. پرورشتو
  12. کندتو

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.