بیخبر شو ز جهان گر خبری می گیری
چون گل از پوست برآ گر ثمری می گیری
۱می شود خواب گران شهپر پرواز ترا
اگر از صدق طلب راهبری می گیری
۲چون به سر منزل مقصود رسی، کز غفلت
خبر خانه خود از دگری می گیری
۳از حیاتم نفس پا به رکابی مانده است
از من ای آینه رو گر خبری می گیری
۴در دل خویش گره ساز نفس را صائب
اگر از سینه دریا گهری می گیری
۵