تا کی از خواب گران پرده دولت سازی؟
چشمه خضر نهان در دل ظلمت سازی
۱خلوت گور ترا جنت دربسته شود
گر درین نشائه به تنهایی و عزلت سازی
۲صد در فیض به روی تو گشایند از غیب
سینه را گر سپر سنگ ملامت سازی
۳می شود خاک شکرزار تو بی دیده شور
گر تو چون مور به اکسیر قناعت سازی
۴مشت خونی که بود حق سرشک سحری
چند گلگونه رخسار خجالت سازی؟
۵رشته ای را که توان ساخت کمند وحدت
حیف باشد که تو شیرازه صحبت سازی
۶در قیامت گل بی خار تو خواهد گردید
پشت دستی که تو زخمی ز ندامت سازی
۷تو که از دیدن گل می روی از خود صائب
به ازان نیست که از دور به نکهت سازی
۸