آنچه من یافتم از چهره زیبای کسی
به دو عالم ندهم ذوق تماشای کسی
۱از خدا می طلبم عمر درازی چون زلف
که کنم مو به مو سیر سراپای کسی
۲تیغ از جوهر خود سلسله جنبان دارد
نیست ابروی ترا چشم به ایمان کسی
۳آن که در خلوت آیینه ندارد آرام
چه خیال است شود انجمن آرای کسی؟
۴بخت سبزی ز خدا همچو حنا می خواهم
که بمالم رخ پر خون به کف پای کسی
۵چشم دارم که مرا از دو جهان طاق کند
طاق مردانه ابروی دلارای کسی
۶خار در پیرهنم جلوه یوسف دارد
تا شدم بی خبر از ذوق تماشای کسی
۷خاک دریا شده از موجه آغوش امید
تا کجا جلوه کند قامت رعنای کسی
۸من که از تلخی دشنام شوم شادی مرگ
چه توقع کنم از لعل شکرخای کسی؟
۹جای رحم است بر آن قطره شبنم صائب
که نظر آب نداد از رخ زیبای کسی
۱۰