غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۲۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

نه چنان دانه دل سوخت ز سودای کسی

که شود سبز ز آب رخ زیبای کسی

۱

آب ازان در قدم سرو به خاک افتاده است

که ندارد خبر از قامت رعنای کسی

۲

خانه زادست سیه مستی صاحب نظران

چون قدح چشم ندارند به صهبای کسی

۳

من گرفتم نکنم راز نهان را اظهار

چه کنم آه به غمازی سیمای کسی؟

۴

دعوی جلوه مستانه مکن ای شمشاد

کاین قبایی است که زیباست به بالای کسی

۵

نه چنان شعله کشیده است که خاموش شود

آتش شوق من از دامن صحرای کسی

۶

چه خیال است که از سینه دگر یاد کند

دل هر کس رود از جا به تماشای کسی

۷

نه چنان گشت پریشان دل صد پاره من

که مرا جمع کند زلف دلارای کسی

۸

سر به سر فاختگان حلقه بیرون درند

سرکش افتاده ز بس سرو دلارای کسی

۹

سرمه در دیده انجم کشد از بیتابی

مشت خاکسترم از آتش سودای کسی

۱۰

هر نفس می زنم آتش به جهان از غیرت

که مبادا شکند خار تو در پای کسی

۱۱

از غم روی زمین تنگ نگردد صائب

گرچه در سینه عاشق نبود جای کسی

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: کسیقافیه: ـای۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«کسی» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. کسیکسی
  2. استکسی
  3. نظرانکسی
  4. اظهارکسی
  5. شمشادکسی
  6. شودکسی
  7. کندکسی
  8. منکسی
  9. درندکسی
  10. بیتابیکسی
  11. غیرتکسی
  12. صائبکسی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.