غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۶۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

اگر به جسم درین تیره خاکدان باشی

تلاش کن که به دل فارغ از جهان باشی

۱

چونی به خوش نفسی وقت خلق را خوش دار

ترا که نیست میسر شکرستان باشی

۲

ز خنده رویی صبح است تازه رویی مهر

مبر ز پیر خرابات تا جوان باشی

۳

ترا که دیده منزل شناس در خواب است

همان به است به دنبال کاروان باشی

۴

اگر تو از دل شبها چو شمع سرمه کنی

همیشه چشم و چراغ روندگان باشی

۵

حجاب دست تهی ساز تازه رویی را

که همچو سرو سرافراز بوستان باشی

۶

رود محیط گرانمایه در رکاب ترا

اگر چو موج سبکروح خوش عنان باشی

۷

اگر چه چون خط پرگار می روی به کنار

به دل چو نقطه پرگار در میان باشی

۸

چو ماهیان دهن بی زبان به دست آور

که بی زبان چو شوی بحر را زبان باشی

۹

به شکر این که زمین گیر نیستی چون کوه

چنان مباش که بر خاطری گران باشی

۱۰

به مور وقت سخن دست طرح ده صائب

گرت هواست سلیمان این جهان باشی

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: باشیقافیه: ـان۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«باشی» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. باشیباشی
  2. دارباشی
  3. مهرباشی
  4. استباشی
  5. کنیباشی
  6. راباشی
  7. تراباشی
  8. کنارباشی
  9. آورباشی
  10. کوهباشی
  11. صائبباشی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.