گر درد طلب رهبر این قافله بودی
کی پای ترا پرده خواب آبله بودی؟
۱زود این ره خوابیده به انجام رسیدی
گر ناله شبگیر درین مرحله بودی
۲دل چاک نمی گشت ز فریاد جرس را
بیداری اگر در همه قافله بودی
۳شوق است درین وادی اگر راحله ای هست
در راه نمی ماندی اگر راحله بودی
۴می بود اگر مغز ترا پرده هوشی
آسوده ازین عالم پرمشغله بودی
۵از خون جگر کام کسی تلخ نگشتی
گر در خور این باده مرا حوصله بودی
۶دریای وجود از تو شدی مخزن گوهر
رزق تو اگر از کف پرآبله بودی
۷شیرازه جمعیتش از هم نگسستی
با بلبل ما غنچه اگر یکدله بودی
۸چون آب روان می گذرد عمر و تو غافل
ای وای درین قافله گر فاصله بودی
۹صائب سر زلف سخن از دخل حسودان
آشفته نشد تا تو درین سلسله بودی
۱۰