خون می چکد از تیغ نگاهی که تو داری
فریاد ازان چشم سیاهی که تو داری
۱در حمله اول ز جهان گرد برآرد
از خال و خط و زلف، سپاهی که تو داری
۲هر چند گلی نیست به خوش چشمی نرگس
در خواب ندیده است نگاهی که تو داری
۳گر در دهن تیغ درآیی ظفر از توست
از دست دعا پشت و پناهی که تو داری
۴مهر تو محال است جهانگیر نگردد
از سبزه خط مهر گیاهی که تو داری
۵آهو نتواند ز سر تیر تو جستن
دل چون جهد از تیر نگاهی که تو داری؟
۶برقی است که ابرش ز سیه خانه لیلی است
در زلف سیه روی چو ماهی که تو داری
۷با خودشکنی، داعیه سرکشی و ناز
می بارد ازان طرف کلاهی که تو داری
۸صائب کمی از گلشن فردوس ندارد
در عالم معنی سر راهی که تو داری
۹