غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۸۶ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

در نظر هر که داد عشق تواش سروری

ملک سلیمان بود حلقه انگشتری

۱

چون به چمن بگذرد شعله رعنای تو

سرو به بر می کند جامه خاکستری

۲

در نظر اهل دید خار کند گلشنی

در جگر قانعان قطره کند کوثری

۳

خنده او چون گره واکند از کار شرم

پای گذارد به کوه خنده کبک دری

۴

هر کف خاک مرا شورش دیگر بود

پیکر منصور را نیست غم بی سری

۵

دامن خورشید را زود تواند گرفت

هر که چو شبنم بود در پی گردآوری

۶

رفت سلامت برون آخر ازین سنگلاخ

آینه ما نداشت طالع اسکندری

۷

ز اطلس و دیبای چرخ صائب بهتر بود

اخگر دل زنده را جامه خاکستری

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـری۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. سروریانگشتری
  2. توخاکستری
  3. گلشنیکوثری
  4. شرمدری
  5. بودسری
  6. گرفتگردآوری
  7. سنگلاخاسکندری
  8. بودخاکستری

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.