عارف متابعت نکند قال و قیل را
بانگ درا به کار نیاید دلیل را
۱با دوستان حق چه کند خصم شعله خوی؟
باغ و بهارهاست در آتش خلیل را
۲پاس نفس بدار که آن خوی آتشین
در زیر لب گداخت نفس جبرئیل را
۳چشمی که راه برد به آن لعل آبدار
موج سراب می شمرد سلسبیل را
۴از همت بزرگ به دولت توان رسید
آری به فیل صید نمایند فیل را
۵در مرگ، غفلت تو سرایت نمی کند
پروای سرمه نیست صدای رحیل را
۶باشد بهشت نقد، شهیدان اگر کنند
گلگونه عذار تو خون سبیل را
۷آخر سیاه بختی مجنون عزیز کرد
بر چهره زنان عرب، خال نیل را
۸ای آن که شد ترا به نکویی بلند نام
مشمار سهل، نعمت ذکر جمیل را
۹کی نیل چشم زخم شود یوسف مرا؟
مشاطه گر به کار برد رود نیل را
۱۰آزاده ای که تلخی احسان کشیده است
صائب به از کریم شمارد بخیل را
۱۱