غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

پیچیده است دست تو دست کلیم را

در حقه کرده لعل تو در یتیم را

۱

موج از حقیقت گهر بحر غافل است

حادث چگونه درک نماید قدیم را؟

۲

در قتل ما به نرگس خود مصلحت مبین

کاندیشه صحیح نباشد سقیم را!

۳

دریاست داغ حوصله من، که چون صدف

می پرورم به دست تهی صد یتیم را

۴

مخصوص اهل حال بود گوشمال عشق

آتش دهد فشار، گل خوش شمیم را

۵

گرد خجالت از رخ سایل که می برد؟

شرم کرم اگر نگدازد کریم را

۶

فقر سیاهرو محک بخل و همت است

محتاج از کریم شناسد لئیم را

۷

صائب ز بنده های باخلاص می شود

هر کس به یک طرف نهد امید و بیم را

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: راقافیه: ـیم۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. استرا
  3. مبینرا
  4. صدفرا
  5. عشقرا
  6. بردرا
  7. استرا
  8. شودرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.