از خصم کجروست چه غم راست خانه را؟
تیر کج است آیه رحمت نشانه را
۱اشک از دل دو نیم شود با اثر که خاک
کرد از خراش سینه برومند دانه را
۲از غافلان زبان نصیحت کشیده دار
ضایع مکن به اسب حرون تازیانه را
۳دل را مده عنان تصرف به دست نفس
از دزد پاس دار کلید خزانه را
۴مرغی که زیرک است درین طرفه صیدگاه
بیند به یک نظر گره دام و دانه را
۵ز اصلاح بی نیاز بود خط اوستاد
زنهار ره مده به خط سبز شانه را
۶چون غافلان فریب خوشامد مخور که هست
در پرده خوابهای گران این فسانه را
۷تا همچو باد، عمر سبکرو نرفته است
سستی مکن، ز کاه جدا ساز دانه را
۸آه هواپرست به مقصد نمی رسد
نتوان زدن به تیر هوایی نشانه را
۹ممنون شوم ز هر که به من کج کند نگاه
تیر کج است آیه رحمت نشانه را
۱۰این زهر، سازگار به عادت نمی شود
برخود کنم چگونه گوارا زمانه را؟
۱۱دارد همان سر از پی ما سیل حادثات
صائب به آب اگر چه رساندیم خانه را
۱۲