از گریه خاک دام چمن می کنیم ما
در غربتیم و سیر وطن می کنیم ما
۱هر سنگ پاره ای که فتد چشم ما بر او
از یک نظر عقیق یمن می کنیم ما
۲تیغ فنا چو آب حیات ایستاده است
در خشکسال جسم وطن می کنیم ما
۳گر توتیا شود قلم استخوان ما
مشق جنون به زیر کفن می کنیم ما
۴بی جبهه گشاده، سخن رو نمی دهد
آیینه ای چو هست سخن می کنیم ما
۵در بیضه حرف طوطی ما نقل بزمهاست
در مهد، چون مسیح سخن می کنیم ما
۶یک نافه است خال ز مشکین غزال او
در کام شیر، سیر ختن می کنیم ما
۷مشکل گشاست غنچه دلهای عاشقان
خون در دل نسیم چمن می کنیم ما
۸فرمانروای مصرع برجسته می شود
صائب به هر که مشق سخن می کنیم ما
۹