غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۸۵ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

لرزید بس که دل به تن ناتوان ما

خالی ز مغز شد قلم استخوان ما

۱

پر گل بود ز مهر خموشی دهان ما

در کام همچو غنچه نگردد زبان ما

۲

آسوده است خانه ما ز آفت نزول

دارد ز زور خویش نگهبان کمان ما

۳

چون موج، بی قراری ما را کنار نیست

رحم است بر کسی که شود همعنان ما

۴

صد برق خانه سوز درین مشت خار هست

کاوش مکن به خار و خس آشیان ما

۵

در نوبهار خاطر ما برگریز نیست

بلبل برون نمی رود از گلستان ما

۶

ما از گهر به آبله دست قانعیم

در پیش ابر باز نگردد دهان ما

۷

از پیچ و تاب فکر درین بوته گداز

شد مغز، نال در قلم استخوان ما

۸

دل را تهی ز درد به گفتار چون کنیم؟

رنگ شکسته گر نشود ترجمان ما

۹

ما از سخن به چشمه حیوان رسیده ایم

تابوت کیست تخته نماید دکان ما؟

۱۰

در فکر ما اگر نرسد کس، غریب نیست

بیرون نمی رود خبر از کاروان ما

۱۱

صائب گره ز زلف سخن باز کرده ایم

پیچیده نیست جوهر تیغ زبان ما

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: ماقافیه: ـان۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«ما» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. ماما
  2. ماما
  3. نزولما
  4. نیستما
  5. هستما
  6. نیستما
  7. قانعیمما
  8. گدازما
  9. کنیمما
  10. ایمما
  11. نیستما
  12. ایمما

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.