روشن چسان شود به تو سوز نهان ما؟
چون شمع کشته است زبان در دهان ما
۱در چشم ما ز گریه شادی نشان مجوی
این چشمه متاع ندارد دکان ما
۲ما این چنین که بر سر شاخ بهانه ایم
بر هم زند نسیم گلی آشیان ما
۳نی کوچه می دهد نفس ما چو بگذرد
غافل مشو ز ناله آتش زبان ما
۴روشن شود فتیله مغز هما، اگر
غافل کند نمکچشی از استخوان ما
۵گردش ز بس که فاخته پر در پر همند
خاکستری است جامه سرو روان ما
۶