رحمت گرفته روی ز گرد گناه ما
آیینه تیره روز ز روی سیاه ما
۱هر قطره ای که در صدف ابر رحمت است
چون مهره گل است ز گرد گناه ما
۲بر جسم آنقدر که فزودیم همچو شمع
شد مایه زیادتی اشک و آه ما
۳ما چون حباب، تشنه محویم ازین محیط
سهل است موج اگر برباید کلاه ما
۴ما در رکاب جذبه توفیق می رویم
رطل گران چگونه شود سنگ راه ما؟
۵چون بحر در کشاکش موج است مضطرب
روی زمین ز ریگ روان گناه ما
۶ما را غلط به لشکر اصحاب فیل کرد
از دور دید کعبه چو کوه گناه ما!
۷داریم چشم آن که شود روز بازخواست
سر پیش پا فکندن ما، عذر خواه ما
۸صائب که را گمان که سیه مست غفلتی
در شاهراه توبه شود خضر راه ما؟
۹