چشم همیشه مستت خمار کرد ما را
زلف سبک عنانت سیار کرد ما را
۱در خواب عقل بودیم در زیر سایه گل
باد بهار عشقت بیدار کرد ما را
۲داروی دردمندی از ما مسیح می برد
بیمارداری دل بیمار کرد ما را
۳گل کرد راز پنهان در داغ غوطه خوردیم
این خارخار آخر گلزار کرد ما را
۴توفیق چون درآید عصیان دلیل راه است
رطل گران غفلت هشیار کرد ما را
۵چون گل ز ساده لوحی در خواب ناز بودیم
اشک وداع شبنم بیدار کرد ما را
۶روزی چنان که باید آماده است صائب
اندیشه فزونی سیار کرد ما را
۷