حفظ دولت در پریشان کردن سیم و زرست
مد احسان رشته شیرازه این دفترست
۱رتبه ریزش بود بالاتر از اندوختن
پیش عارف برگریز از نوبهاران خوشترست
۲در سراب تشنگی، جوش طراوت می زنم
ساغر بتخانه ام لبریز آب کوثرست
۳کار ما را می کند گردون به نام خویشتن
سوختن از عود بی پروا و لاف از مجمرست
۴نیست پروای اجل فرهاد شیرین کار را
مور شهد افتاده را مرگ از شکر شیرین ترست
۵بعد عمری کز لباس زنگ بیرون آمدم
طشت آتش بر سرم از منت خاکسترست
۶از خیابان بهشتم خار در دل می خلد
کوچه باغ زلف را آب و هوای دیگرست
۷سهل باشد بردن داغ کلف از روی ماه
هر که زنگ از سینه ما می برد روشنگرست
۸از عملداران به قدر ظلم می ماند اثر
عاملی کز وی نمی ماند اثر عادلترست
۹غم نفهمیده است هر کس ساده لوح افتاده است
هر که این آیینه دارد در بغل اسکندرست
۱۰غنچه دل را به بوی یار در بر می کشیم
این گره در رشته ما جانشین گوهرست
۱۱از رباعی بیت آخر می زند ناخن به دل
خط پشت لب به چشم ما ز ابرو خوشترست
۱۲گرچه طوبی از جهان منشور رعنایی گرفت
رتبه افکار صائب را مقام دیگرست
۱۳