جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸۵۸ نتیجه برای «چند» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۱۰ از ۷۲
- بخش ۳۲ - قصهٔ هلال کی بندهٔ مخلص بود خدای را صاحب بصیرت بیتقلید پنهان شده در بندگی مخلوقان جهت مصلحت نه از عجز چنانک لقمان و یوسف از روی ظاهر و غیر ایشان بندهٔ سایس بود امیری را و آن امیر مسلمان بود اما چشم بسته داند اعمی که مادری دارد لیک چونی بوهم در نارد اگر با این دانش تعظیم این مادر کند ممکن بود کی از عمی خلاص یابد کی اذا اراد الله به عبد خیرا فتح عینی قلبه لیبصره بهما الغیب این راه ز زندگی دل حاصل کن کین زندگی تن صفت حیوانست جلال الدین محمد مولویگفت عمرت چند سالست ای پسربازگو و در مدزد و بر شمر
- بخش ۵۱ - مقرر شدن ترجیح جهد بر توکل جلال الدین محمد مولویچون به خرگوش آمد این ساغر بدوربانگ زد خرگوش کاخر چند جور
- غزل شمارهٔ ۲۶ جلال الدین محمد مولویهر لحظه وحی آسمان آید به سر جانهاکاخر چو دردی بر زمین تا چند میباشی برآ
- غزل شمارهٔ ۳۹ جلال الدین محمد مولویهر که به جوبار بود جامه بر او بار بودچند زیانست و گران خرقه و دستار مرا
- غزل شمارهٔ ۱۴۳ جلال الدین محمد مولویشهرِ وصلت بوده است آخر ز اول جای دلچند داری در غریبی این دلِ آواره را ؟
- غزل شمارهٔ ۱۶۱ جلال الدین محمد مولویخردا! چند به هوشی، خردا چند بپوشیتو عزبخانهٔ مه را، تو چنین مشعلهها را
- غزل شمارهٔ ۱۶۷ جلال الدین محمد مولویجز از این چند سخن در دل رنجور بماندتا نبیند رخ خوب تو نگوید به خدا
- غزل شمارهٔ ۱۸۸ جلال الدین محمد مولویماندهست چند بیتی این چشمه گشت غایربرجوشد آن ز چشمه، چون برجهیم فردا
- غزل شمارهٔ ۱۹۷ جلال الدین محمد مولویدرهای گلستان ز پی تو گشادهایمدر خارزار چند دوی ای برهنه پا
- غزل شمارهٔ ۲۶۵ جلال الدین محمد مولویهر چند یارم گیرد کنارممن بیقرارم قم فاسقنیها
- غزل شمارهٔ ۳۳۶ جلال الدین محمد مولویخروسا چند گویی صبح آمدنماید صبح را خود نور مشکات
- غزل شمارهٔ ۳۶۶ جلال الدین محمد مولویهر چند که زیر هفت پردهستپیداست که سخت خوب و زیباست
