جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۱٬۰۰۸ از ۱٬۱۳۷
- بخش ۷۷ - رجوع کردن به قصهٔ قبه و گنج جلال الدین محمد مولویگر بدیدی ز آینه او یک پشیزبیخیالی زو نماندی هیچ چیز
- سیپنجم جلال الدین محمد مولویدهان آفرینش باز ماندهازان روزی که دیدستش ز شادی
- بخش ۲۲۰ - آگاه شدن پیغامبر علیه السلام از طعن ایشان بر شماتت او جلال الدین محمد مولویبوی پیراهان یوسف را ندیدآنک حافظ بود و یعقوبش کشید
- فصل سی و ششم - فرمود از دعوی این کنیزک که کردند جلال الدین محمد مولوی… اوّل در دهلیز آیند آنگه در خانه روند؛ این همه زاییدند و خانه را معمور دیدند، اگر ایشان بگویند که این خانه قدیم است بر ما حجّت نشود؛ چون ما دیدهایم که این خانه حادث است همچنانک آن جانوران که از در و دیوار این خانه رستها …
- بخش ۳ - بقیهٔ قصهٔ متعرضان پیلبچگان جلال الدین محمد مولوینه دهان دزدیدن امکان زان مهاننه دهان خوش کردن از دارودهان
- بخش ۱۱۷ - بیان مجاهد کی دست از مجاهده باز ندارد اگر چه داند بسطت عطاء حق را کی آن مقصود از طرف دیگر و به سبب نوع عمل دیگر بدو رساند کی در وهم او نبوده باشد او همه وهم و اومید درین طریق معین بسته باشد حلقهٔ همین در میزند بوک حق تعالی آن روزی را از در دیگر بدو رساند کی او آن تدبیر نکرده باشد و یرزقه من حیث لا یحتسب العبد یدبر والله یقدر و بود کی بنده را وهم بندگی بود کی مرا از غیر این در برساند اگر چه من حلقهٔ این در میزنم حق تعالی او را هم ازین در روزی رساند فیالجمله این همه درهای یکی سرایست مع تقریره جلال الدین محمد مولویرزق تو در زرگری آرد پدیدکه ز وهمت بود آن مکسب بعید
- بخش ۷۴ - قصهٔ ایاز و حجره داشتن او جهت چارق و پوستین و گمان آمدن خواجه تاشانش را کی او را در آن حجره دفینه است به سبب محکمی در و گرانی قفل جلال الدین محمد مولویاز ایاز این خود محالست و بعیدکو یکی دریاست قعرش ناپدید
- بخش ۱۵ - گفتن آن جهود علی را کرم الله وجهه کی اگر اعتماد داری بر حافظی حق از سر این کوشک خود را در انداز و جواب گفتن امیرالمؤمنین او را جلال الدین محمد مولویامتحانی گر بدانست و بدیدنی که هم نقاش آن بر وی کشید
- بخش ۳۴ - منازعت امرا در ولی عهدی جلال الدین محمد مولویتیغ در زرّادخانهٔ اولیاستدیدن ایشان شما را کیمیاست
- بخش ۳۲ - تهدید فرستادن سلیمان علیهالسلام پیش بلقیس کی اصرار میندیش بر شرک و تاخیر مکن جلال الدین محمد مولویباد را دیدی که با عادان چه کردآب را دیدی که در طوفان چه کرد
- بخش ۴۴ - ترک کردن آن مرد ناصح بعد از مبالغهٔ پند مغرور خرس را جلال الدین محمد مولویاحمدا دیدی که قومی از ملوکمستمع گشتند گشتی خوش که بوک
- بخش ۱۳۰ - باز آمدن زن جوحی به محکمهٔ قاضی سال دوم بر امید وظیفهٔ پارسال و شناختن قاضی او را الی اتمامه جلال الدین محمد مولویآن وظیفهٔ پار را تجدید کنپیش قاضی از گلهٔ من گو سخن
